ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است.
دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

تاکسی

- آقا دستتون درد نکنه.

دستش را دراز می کند. پول را به راننده می دهد.

- دو نفر.

اول پسر پیاده می شود. در سکوت. مرد کیفی دست راستش گرفته. پیاده می شود. خم می شود. بقیه پول را می گیرد.

- دستتون درد نکنه.

پسر می رود. منتظر نمی ماند. مرد دستش را در جیب شلوار می کند. پسر دو طرفش را نگاه می کند. از خیابان می گذرد. مرد چند قدمی عقب تر است. قدم هایش را تندتر می کند. فاصله شان کمتر نمی شود اما.

محمد



چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱

پشیمونی

یک پرستار استرالیایی کتابی نوشته درباره حسرت های آدم ها در لحظات آخر زندگی شون:

1. کاش زندگیم رو طوری می گذروندم که خودم دوست داشتم نه طبق انتظار بقیه.

2. کاش اینقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم (همه مردها این حسرت رو داشتن).

3. کاش شهامت بیان احساسات رو داشتم (مثبت و منفی).

4. کاش با دوستام تماسم رو حفظ کرده بودم.

5. کاش به خودم اجازه می دادم شادتر باشم.

 

پ. ن. جالبه “کاش پول بیشتری داشتم” بینشون نیست!

پ.ن. این موضوعات یعنی امکانات بی حد و مرز برای نوشتن.

محمد



شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

 

دو روز نبودم. برگشتم می گن سیمین رفته. هوا بس ناجوانمردانه سرد است!

محمد



[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

وبلاگ هاي همسايه
آرامش آن سوی خیال
رودخانه بی سرانجام
آسمان مال من است
جز آسمان توام...
سراپا خيس از عشق و باران
امشب به قصه دل من گوش می کنی

سایتستان
جن و پری
خانه داستان
آینه
خزه
داستان های تخیلی
کمک به کودکان جهان
سیب زمینی خورها
مهاجر ونکور
مجله اينترنتي گوياآي‌تي
قورماغه اي روي تيفال
آشپز ایرانی
کافه دیزاین
طرحهای ابوکورش
یادداشتهای کودکی
سينمای ما
مجله اینترنتی پریانا
انتشارات کتاب کاروان
شهر کتاب پارسیان
دنیای فوتبال
Movie Database
دانلود فارسي زبانان
Reuters
حوزه نت
The New York Times
SIAM
فيلمبلاگ
کتاب نیوز
تالار گفتگوی عکاسی
BitTorrent source!
Read Manga